تبليغاتX
کنعان -

کنعان

ادبیات

ادای دین به شاعر حرفه ای، محمد رمضانی فرخانی


1)
حدیث قدسی
گلویم را به صخره بخشیدم
شقایق شد
گلویم را به کوه بخشیدم
آتش فشان شد
گلویم را به انسان بخشیدم
حسین شد

2)
ساقه یاس
بر آب های روان
دست سیراب عباس

3)
آن شمشیر را بچرخان
که بپرند گنجشکان سرخ
از شا خه ها

4)
نبضش گنجشک می زند
ستاره صبح

5)
ما مست و شیدا
ما سمت خورشید

6)
گنجشکان رسیده اند
تا درخت لخت
میوه برآورد
در سپیده زمستان

7)
رها شد
از چله ی شاخه
گنجشک
گنجشکان
در چله ی زمستان

8)
پرده را به یک سو می زنم
از سوسوی لب های ماهی
تا ماهو

9)
حبس ابد

باران زنگ زده
باران رنگ شده
یاران سنگ شده

10)
ماهی سرخ
اعتکاف دریا
در دل تنگ

11)
تو را در جگرت یافتند
ای ذغال زنده

12)
بارش این گل های سرخ
از کمرکش ابرها
مگر شمشیرت دستم را بگیرد

13)
نه می دهد
نه می ستاند
می ستاید بوسه ام لبانت را

14)
صدای خرد شدن دل است
اشتباه نکن
ابر دهانی ندارد که فریاد بزند

15)
سرو
شهید زنده زمستان

16)
چه می شنوی از آن بالاها
که اصرار داری
با ذره ذره خاک
در میان بگذاری
ای ابر

17)
گرم می پرسد رگهایم را
شمشیر شمشیر شمشیرت

18)
چشمهایت
بیابان منند
و با یادت
آب ها
از آن من

19)
گریستم
صعب تر از بازوان رشته رشته دریا

20)
زخمه بر شن می زند
دریای زخم خورده

21)
همچون نگاهت
قلبم می زند
راه مرا

22)
گفتند چرا غم؟
و خفتند
اینک واپسین چراغم
در ژرفای شبان بیابان

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 2:7  توسط Zoheir  |